قاضى احمد تتوى / آصف خان قزوينى
3503
تاريخ الفي ( فارسى )
در ماه ربيع الأوّل سال پانصد و هشتاد و چهارم از رحلت خير البشر « 1 » [ خوارزمشاه ] بر عزيمت عراق مصمّم شد . و منشأ رفتن عراق آن بود كه متواتر اخبار مىرسيد كه ميانجق « 2 » ، والى عراق ، بهواسطهء اشتغال سلطان به مهمّات تركستان ، قدم از دايرهء اطاعت بيرون نهاده ، قلعهء فيروزكوه را از مردم سلطان به مكر و حيله گرفته ، تمام ايشان را به قتل رسانيده و الحال آن قلعه را به خزاين و ذخاير مملوّ ساخته جمعى از معتمدان خود را در آنجا گذاشته . القصّه ، چون سلطان را يقين شد كه سوداى استقلال و استبداد بر دماغ ميانجق استيلا يافته ، عنان عزيمت به صوب عراق منعطف داشت ، و زمستان اين سال در مازندران توقّف نموده در اوّل بهار [ 182 ب ] عزيمت مبارزت به امضا پيوست . و ميانجق با لشكر بسيار كه جمع كرده بود چون آوازهء وصول سلطان شنيد ، بسيار مضطرب و پريشان گرديد ؛ چه ، نه طاقت مقاومت داشت و نه ياراى ملازمت . بنابراين ، با آنمقدار لشكر برآمده روى به عراق نهاد ، و باز در گرد عراق از ترس خوارزمشاه نگرديد . آخر الأمر ، چون سپاه او دانستند كه او را طاقت مقاومت خوارزمشاه نيست ، جمعى از وى جدا شدند . و خوارزمشاه فوجى از دليران سپاه خود را در عقب او فرستاد . ايشان جاسوس به كار داشته ، وقتى كه او غافل بود خود را بر اردوى او رسانيده ، اكثر مردم او را به قتل رسانيدند ، ميانجق با جمعى معدود از آن معركه جان به سلامت برد و خود را به قلعهء فيروزكوه رسانيد . فوج خوارزمشاهى در عقب او رفته قلعه را محاصره نمودند و به ضرب سنگ منجنيق او را از آن قلعه بيرون آورده بر شتر برهنه سوار كردند و به
--> ( 1 ) . ق : عليه و آله التحية من الملك الاكبر . ( 2 ) . متن : بنالجق .